ابراهيم اصلاح عربانى
132
كتاب گيلان ( فارسى )
نياز كارخانههاى برنجكوبى را برآورده ساخته و آنها را از ماشينهاى خارجى بىنياز سازند . نقش كارگاههاى صنعتى مزبور و كارگران و كاركنان فنى سختكوش و خلاق آنها در تداوم فعاليت بالنده كشت برنج و بهطور كلى در ارتقاء سطح كشاورزى استان گيلان قابلتوجه و شايان تحسين و تقدير است . كارخانههاى برنجكوبى يا شالىكوبى كه امروزه در گيلان فعاليت گستردهاى دارند از اجزاى زير تشكيل شدهاند : 1 - خشككن ، كه از يك اطاق فلزى با ظرفيت 2 تا 3 تن شلتوك تشكيل شده و در زير آن يك مشعل قرار دارد . حرارت حاصله به وسيله يك مكنده در زير اطاقك فلزى كه كف آن از يك صفحه مشبك پوشيده است پخش شده و شلتوك را خشك مىكند تا به هنگام پوست كندن و سفيد كردن خرد نشود . 2 - غربال ، شلتوك خشك شده قبل از انتقال به پوستكن قبلا در اين غربال الك شده و سنگريزه و كاه و مواد زايد ديگر از دانه جدا مىشوند . 3 - پوستكن ، اين دستگاه پوسته خارجى شلتوك يعنى پوشش سلولزى آن را از دانه برنج جدا مىكند . 4 - كانكا يا دستگاه سفيدكننده كه پوسته نازك قهوهاىرنگ زير پوسته خارجى را جدا كرده و برنج سفيد تحويل مىدهد . در اين دستگاه پوسته نازك جدا شده كه گاهى با خرده و دانههاى ريز برنج همراه است به انبار ديگرى منتقل مىشود . اين پوسته به عنوان خوراك دام و پرندگان خانگى به مصرف مىرسد . 5 - غربال دوم ، اين غربال دانههاى ريز و يا خرده برنج را از برنجهاى سالم جدا كرده و بر اساس دانهبندى آن را از يكديگر جدا مىكند . 4 - 1 - 7 - نظام و روش آبيارى مزارع برنج نياز مداوم برنج به آب و اهميت آبيارى در كشاورزى برنج مديريت آب را در گيلان اهميت ويژهاى بخشيده است . نظام عرفى شكل گرفته بر پايه حق و حقوق هريك از نهرها و چگونگى نظارت بر جريان دايم آب از پيچيدگى زيادى برخوردار است . متأسفانه در گيلان به دليل اينكه آب فراوان است اهميت روابط اجتماعى ناشى از مديريت و چگونگى تقسيم آب آنچنانكه در مناطق نيمهخشك و خشك كشور بررسى و مطالعه شده ، مورد توجه قرار نگرفته است . روال معمول بر اين است كه كشاورزان وابسته به هريك از رودخانههاى اصلى كه منبع آب مزارع آنان بهشمار مىرود با نظارت اداره آبيارى محل به انتخاب يك نفر سرميراب از ميان افراد خبره محلى اقدام مىنمايند و از حقابهاى كه بابت استفاده از آب پرداخت مىكنند به او حقوق مىدهند . وظيفه سرميراب تعيين مقدار آب موردنياز هريك از نهرها و نظارت بر كار ميرابهاى آنهاست . در موارد خشكسالى كه ممكن است حجم جريان آب كاهش يابد سر - ميراب آب را جيرهبندى كرده و به نوبت به نهرها مىدهد . تنظيم برنامه جيرهبندى و تعيين اولويت ميان نهرها بر عهده سرميراب است . محدوده زراعى هرنهرى يك ميراب دارد كه مديريت آب در حوزه كار خود را بر عهده دارد . ميرابها پيوسته بر جريان آب در نهرهاى حوزه مسئوليت خود نظارت دارند و تغييرات ميزان آب را به دقت زير نظر مىگيرند . براى اين منظور از علايم و نشانههاى مخصوص خود براى علامتگذارى آب استفاده مىكنند . بعد از ميرابها سرآبيار قرار دارد كه نظارت بر شيوه آبيارى مزارع به عهده اوست . هرسر آبيار تعدادى آبيار در اختيار دارد كه زير نظر او مسئوليت تعداد معينى از مزارع را بر عهده دارند . آبيارها مرتبا در مزارع گشت مىزنند تا مراقب جريان آب و احيانا دخل و تصرف اشخاص در ميزان تعيين شده باشند . حقوق كليه كسانى كه در امر توزيع و تنسيق آب فعاليت دارند از محل حقابههاى دريافتى پرداخت مىشود . قبل از آنكه مديريت كلى آب زير نظر سازمان آب سفيدرود و اداره كل آب استان درآيد ، هيچگونه تشكيلات دولتى براى مديريت آب وجود نداشت . از اينرو تشكيلات خودجوشى به نام اعضاى هيئت مالكين متشكل از مالكين و خردهمالكين برنجكار ايجاد شده بود . اين هيئت يك نفر را به عنوان رئيس هيئت مالكين از ميان خود انتخاب كرده و اختيارات اجرائى كاملى به وى مىدادند . رئيس هيئت مالكين هيچگونه حقوقى دريافت نمىكرد . اما مسئوليت او انتخاب سرميراب و ميرابها و تأييد آبيارهاى انتخاب شده به وسيله سرآبيارها و جمعآورى حقابه و پرداخت حقوق آنان بود . از سالهاى 1340 به بعد پس از تشكيل ادارههاى آبيارى و سازمان آب به تدريج وظايف عرفى اعضا و رئيس هيئت مالكين به اين ادارهها واگذار شد . نظام گذشته و قواعد و مقررات حقوقى و اجرائى كه قبلا اعمال مىشد به دليل كارآيى و اتكا به آرا عمومى مردم كماكان بدون تغيير به وسيله سازمانهاى دولتى يادشده اجرا مىشود و اساس كار بر همان روال گذشته بنيان نهاده شده است . در حوزههاى آبيارى وابسته به سفيدرود و كانالهاى آبيارى فومن و صومعهسرا ضوابط دريافت حقابه بر اساس تعرفههايى است كه سازمانهاى مربوط تعيين مىكنند . روش آبيارى مزارع برنج با كشتهاى ديگر تفاوت زيادى دارد و به همين دليل داراى پيچيدگى بيشترى است . انتخاب و استخدام ميراب و آبيار براى نظارت و اجراى مقررات آبيارى نيز از حساسيت و ظرافت خاص آبيارى مزارع برنج ناشى مىشود . از موقعى كه مسئوليت آبيارى به ميرابها و آبيارها واگذار مىشود ، كشاورزان حق هيچگونه دخل و تصرفى در ترتيب و تنظيم جريان آب مزارع خود ندارند . آبيارها با گشت روزانه خود در مزارع كه اغلب نخستين ساعتهاى بامداد يا حوالى غروب انجام مىگيرد ، به تنظيم جريان آب كشتزارها مىپردازند . كشاورزان ضمن مراقبت از مزارع خود مىتوانند آب تخصيصى خود را متناسب با نياز كرتها و قطعات تقسيم كرده و با ترميم مرز كرتها از خشك شدن گوشهوكنار مزارع جلوگيرى كنند . گياه برنج در تمام دوره رشد خود به آب مدام نياز دارد و در طول اين دوره ساقه برنج به اندازه 2 تا 5 سانتيمتر بايد در آب باشد . علت مرزبندى يا كرتبندى مزارع برنج نيز براى تسطيح زمين و در نهايت نگهدارى آب در حدى متعارف از ارتفاع است ، تا گياه بتواند آب موردنياز و مطلوب خود را كه در نتيجه تابش آفتاب و كندى جريان گرم مىشود تأمين نمايد . واضح است كه حفظ چنين شرايطى در مزارع برنج به مراقبتهاى ويژه افراد خبره احتياج دارد . قطع جريان مداوم آب در دوره رشد و بهويژه هنگام بارورى يعنى به گل نشستن و دانهبندى بىترديد صدمات زيادى به محصول وارد مىسازد . كاهش محصول در مواقع خشكسالى نيز ناشى از همين امر است . بدينجهت گياه